![]() |
![]() |
|
| فلسفه سیاسی |
|
ابوالحسن مسعودي نيز با انگيزه عبرت گرفتن از احوال گذشته و حصول ملكه تجربه از راه وقوف بر دگرگونيهاي روزگار، به ثبت و ضبط تاريخ پرداخت تا از آنچه موجبات فساد، جهل، گمراهي، سقوط و انحطاط جوامع گذشته را فراهم ساخته، احتراز گردد و از آنچه كه موجبات رشد و تعالي جوامع گذشته را فراهم ساخته، استفاده شود. ابن خلدون درباره ثمره تاريخنگاري چنين ميگويد: ثمره تاريخ نگاري
فن تاريخ را روشي است كه هر كس بدان دست بيابد و آن را سودهاي فراوان و هدفي شريف است؛ چه اين فن ما را به سرگذشتها، خويهاي ملتها و ستيزهاي پيامبران و دولتها و سياستهاي پادشاهان گذشته آگاه ميكند و براي آنكه جويندهها آن را در پيروي از اين تجارب و در احوال دين و دنيا فايده تمام نصيب گردد، به منابع متعدد و دانشهاي گوناگوني نيازمند است. جهات متعدد ضرورت پرداختن به تاريخنگاري و علم به تاريخ گذشتگان، خصوصاً استفاده از تجارب سياست مداري و مديريت سياسي حكومتها و دولتهاي گذشته و عوامل رشد و پيشرفت يا سقوط و انحطاط آنها، براي خلفا و حكّام، بيشتر محسوس بود. در مجالس خلفا و امراي اموي و عباسي، اوقاتي به استماع اخبار گذشتگان اختصاص مي يافت. مسعودي از معاويه نقل ميكند كه قسمتي از اوقات فراغت را به شنيدن ايام عرب و اخبار عجم، اختصاص داده راه مطلوب انتقال رويدادها روش مسعودي در ارزيابي اسناد و اطلاعات علمي - تاريخي بدون ترديد، اطلاعات و اخباري كه مناسب ترين پاسخ را در زمينه تحولات و دگرگونيهاي دنيا و تغييرات گروههاي اجتماعي و اعمال بشري بدست ميدهند، بايد رويدادها را با كامل ترين شيوه و دقيق ترين و روشن ترين و صريح ترين راه انتقال دهند؛ زيرا اگر بر اساس آن عمل نشود جامعه علمي و حيات بشري دچار خطاهاي سنگين و جبران ناپذير ميشود. بنابراين، خبر بايد كامل باشد. زيرا اگر همه جنبه ها و جهات خبر گزارش نشود، تصميمات را در ارزيابي به اشتباهات اساسي ميرساند و موضوع و جزئيات آن دقيق و روشن باشد، زيرا خبر در صورتي مؤثر است كه كليه جزئيات رويدادها بر ما معلوم شود؛البته آنچه مورد بحث است و نياز به مقام داوري و ارزيابي صحت و سقم است، آن دسته اخبار و اطلاعات علمي است كه احتمال درستي در آنها وجود دارد، نه اخباري كه صدق و درستي آنها معلوم است و نه اخباري كه غلط و كذب و باطل بودن آنها معلوم است. اخبار قابل اعتماد نزد مسعودي پس آنچه مورد توجه مسعودي و ديگر مورخان است، آن دسته اخباري است كه احتمال صدق و كذب در آنها وجود دارد؛ البته نزد مسعودي اخباري كه احتمال درستي آنها وجود دارد، اما به حد تواتر نرسيده و جزء اخبار مستفيض محسوب ميشوند، نيز قابل اخذ و اعتماد است. از طرفي، قبل از مسعودي، اخبار به نقادي مورخ كشيده نميشدند؛ بلكه مورخ وظيفه خود ميديد هر آن چه شنيده و ديده نقل نمايد، بدون آن كه تأملي بر صحت و سقم آنها داشته باشد. استدلال بسياري از مورخان در عدم تأمل ورزيدن به اخبار، مرجع دانستن قدما بود و همين امر موجب ميگشت كه به محققان هم عصر خود، بهاي لازم داده نشود. در يك پژوهش، هم بايد به گردآوري مواد پراكنده در خصوص موضوع مورد تحقيق پرداخت تا به تبيين موضوع و حوادث و وقايع پرداخت و هم به نقد و ارزيابي تا بتوان به دقت با بررسي اسناد و مدارك و منابع، به صحت و سقم آن وقوف يافت. آنچه در گذشته تاريخ نگاري بيشتر متداول بوده، توجه اساسي به حوادث نادر، نمايشي يا حماسي بوده است، بدون آنكه تأملات اساسي در ارزيابي آنها صورت بگيرد. از طرف ديگر، حوادثي كه اين گونه نبودهاند، كمتر مورد توجه واقع شده اند و حال آنكه مورخان علمي امروزي ميل دارند تا از ميان مواد تاريخي فراوان، صرفاً حقايقي را برگزينند كه احساس ميكنند به تبيين و چگونگي تكامل و تحول جامعه از حالتهاي ساده ابتدايي به حالت كنوني كمك ميكند. شيوه هاي جمع آوري اطلاعات مسعوديالف)مطالعه آثار تاريخي گذشتگانب)گفت وگو و مصاحبه با افراد فرهيخته و دانشمندانج)مشاهده آثار و وقايع و حوادث ابوالحسن مسعودي، ابتدا بنا را بر گردآوري مواد پراكنده و كسب اطلاعات و اخبار در خصوص موضوعات و حوادث و وقايع تاريخي از زندگي اقوام و جوامع و ملل و مختلف ميگذارد؛ اما براي او، منبع كسب اخبار حوادث و وقايع صرفاً هر آنچه قدما گفته اند يا نوشته اند، نيست؛ بلكه علاوه بر دريافت از آثار گذشتگان، از شيوه مطالعه آثار تاريخي و گفت وگو و مصاحبه با افراد مطلع و دانشمندان فرهيخته و صاحب نفوذ و صاحب منصب و مشاهده حوادث و وقايع استفاده ميكرد. مسعودي، كتابهاي تاريخي بسياري را در مروج الذهب نام ميبرد كه آنها را مطالعه نموده است:منابع و كتب متعدد در مروج الذهب مردم سلف و خلف در تاريخ و حوادث كتابها آوردهاند كه بعضي به صواب و بعضي ديگر به خطا رفتهاند و هر يك به قدر توان خويش كوشش كرده و گوهر نهان هوش وانمودهاند؛ مانند وهب بن منبه و ابومخنف لوط بن يحيي عامري و محمد بن اسحاق واقدي و ابن كلبي.... و محمد بن هيثم بن شبابه خراساني مؤلف كتاب الدولة و اسحاق بن ابراهيم موصلي مؤلف كتاب الاغاني و كتابهاي ديگر و جليل بن هيثم هرتمي مؤلف كتاب الحيل و المكايد في الحروف و كتابهاي ديگر... و احمد بن ابوطاهر مؤلف كتاب موسوم به اخبار بغداد و كتابهاي ديگر و ابن وشاء و علي بن مجاهد مؤلف كتاب موسوم به اخبار الامويين و كتابهاي ديگر و محمد بن صالح بن نكاح مؤلف كتاب الدولة العباسية و كتابهاي ديگر و يوسف بن ابراهيم مؤلف اخبار ابراهيم بن مهدي و كتابهاي ديگر و محمد بن حارث ثعلبي مؤلف كتاب موسوم به اخبار الملوك كه براي فتح بن خاقان تاليف كرده و كتابهاي ديگر و ابوسعيد سكري مؤلف كتاب ابيات العرب و عبيد اللّه عبدالله بن خردادبه كه در كار تأليف و ملاحت تصنيف برجسته و چيره دست بود كه مؤلفان معتبر پيرو او شدند و اقتباس از او كردند و به راه وي رفتند و اگر خواهي صحت اين گفتار بداني كتاب الكبير في التاريخ او را بنگر كه از همه كتابها جامعتر و منظمتر و پرمايه تر است و از اخبار اقوام و سرگذشت ملوك عجم و ديگران بيشتر دارد، از جمله كتابهاي گرانقدر وي المسالك و الممالك و كتابهاي ديگر... و هم از كتابهاي گرانقدر كتاب التاريخ من المولد الي الوفاة و من كان بعد النبي (ص) من الخلفا و الملوك الي خلافة المعتضد بالله و ما كان من الاحداث و الكوائن في ايامهم و اخبارهم تأليف محمد بن علي حسيني علوي دينوري است و كتاب التاريخ احمد بن يحيي بلاذري و هم كتاب وي درباره فتوح بلاد كه به صلح يا جنگ بود از هجرت پيغمبر (ص) و شهرها كه در ايام وي و پس از او به دست خليفگان گشوده شد و حوادث مربوط به آن و وصف شهرها كه در شرق و غرب و شمال و جنوب بود كه درباره فتوح البلدان كتابي بهتر از آن نديده ايم و...داوري مسعودي در مورد تاريخ طبري تاريخ ابوجعفر محمد بن جرير طبري از همه كتابها و تأليفات ديگر، سر است كه اقسام حوادث و سرگذشتهاي گوناگون را فراهم آورده و از علوم مختلف سخن دارد و كتابي بسيار سودمند و نافع است و چرا نباشد كه مؤلف آن فقيه عصر و زاهد دهر بود كه فقيهان بلاد و دانايان سنت و اخبار، علم از او گرفتند. وي براي كسب اطلاعات كافي و متقن، با علما و پادشاهان زيادي ملاقات ميكند و آنها را به گفت وگو با خود ميكشاند؛ چنانچه خود اشاره اي به آن دارد: ... وهم با شاهان مختلف كه اخلاق متفاوت و مقاصد گوناگون داشتند و ديارشان دور از هم بود، گفت وگو داشتيم و با آنها هم سخن شديم كه آثار علم برفته و نور آن خاموش گرفته. مسعودي شيوه ديگر جمع آوري اطلاعات خود را از طريق مشاهده آثار و وقايع و حوادث از زندگي اقوام، جوامع، قبايل، امت و ملل مختلف بنا ميگذارد. كالين زنان در اينباره ميگويد: مسعودي معتقد بود كه معرفت حقيقي را تنها از تجربه و مشاهده شخصي ميتوان به كف آورد. او نويسندهاي پركار بود؛ افسوس كه از ۳۷ اثرش تنها دو اثر به جاي مانده است.مسعودي، خود در اين باب ميگويد:خاطر ما به سفر و باديه پيمايي، به دريا و خشكي مشغول بود كه بدايع ملل را به مشاهده و اختصاصات اقاليم را به معاينه توانيم دانست؛ چنانكه ديار سند و زنگ و صنف و چين و رابج را درنورديديم و شرق و غرب را پيموديم. گاهي به اقصاي خراسان و زماني در قلب ارمنستان و آذربايجان و ارّان و بيلقان بوديم. روزگاري به عراق و زماني به شام بوديم كه سير من در آفاق چون سير خورشيد در مراحل اشراق بود؛ چنانكه گفته اند: به اقطار جهان رو نهاده بود و چون خورشيد گاهي در مشرق اقصي و زماني در غرب ميرفت و پيوسته سفر او را به جايي دور ميراند كه كاروان بدانجا نتوانست رسيد. تنوع شيوه جمع آوري اطلاعات مسعودي تنوعات و اتخاذ شيوه هاي مختلف جمع آوري اطلاعات مسعودي نسبت به پيشينيان، موجب آن ميشود كه او اخبار و اطلاعات بسيار گسترده و متفاوت از هم را در زمينههاي مختلف فرهنگي، ديني، سياسي و نظامي تحصيل نمايد و قدرت تبيين حوادث برايش آسان شود. مسعودي در گردآوري مواد پراكنده، به مدارك و اسناد خطي، آمارها، ساختمانها، قلعه ها، صورتها و نقوش، افسانه ها و روايات دهان به دهان، زبانها، مكالمات، آداب و رسوم، عقايد ديني و غير ديني توجه اساسي داشت و با چنين موادي به تبيين و چگونگي تكامل و تحول جامعه و افول آن و تحول ملل، و دولتها، اقوام و قبايل مي پرداخت. مرحله نقد و ارزيابي استاد مسعودي بعد از اين مرحله، وارد مرحله نقد و ارزيابي ميشود. او در اين مرحله، به دقت، مورخان، اسناد، مدارك و منابع تاريخي را در دستيابي به حقيقت ارزيابي مينمايد تا به صحت و سقم آنها وقوف يابد و به طور عالمانه، آگاهانه و بيطرفانه، درباره آنها داوري كند. از طرف ديگر، وي مورخان ديگري را به نقد كشيده و تأليفات آنها را خارج از سيره تاريخ نگاري ميداند؛ به طوري كه در مطالب خود به همه چيز پرداختهاند، نظير سنان بن ثابت بن قرة حراني كه مسعودي درباره اش ميگويد: ...بديدم كه از حدود فن خويش برون شده و روش خارج از طريقت خود گرفته و كتابي به عنوان رسالهاي به بعضي ياران خويش تأليف كرده و در آغاز، سخناني درباره صفات و اقسام نفس كه ناطق و غضبي و شهواني است آورده و شمهاي از سياست مدن از كتاب سياست مدني افلاطون كه دو مقاله است، اقتباس كرده و نكاتي درباره وظايف ملوك و وزراء گفته. پس از آن، از حوادثي كه مدعي است شاهد آن بوده ولي نبوده و از اخبار المعتضد باللّه و مصاحبت و روزگاراني كه با وي داشته سخن آورده. آنگاه به خلاف رسم اخبار و تواريخ و برون از شيوه اهل تأليف به دوران خليفگان ديگر واپس رفته. اگر چه سخن نيك آورده و از خط معني برون نشده؛ اما عيب آن جاست كه از فن خويش برون رفته و خارج از رشته خاص خود به تكلف پرداخته.شيوه ممتاز مسعودي در كسب خبر و ثبت آن روش داوري و معيارهاي ارزيابي اسناد:از شيوه هاي اساسي و ممتاز مسعودي در كسب خبر و ثبت و ضبط آن، مشاهده عيني و حسي وقايع از طريق سفرهاي علمي به مناطق مختلف است. وي در گزارشي كه از پراكندگي ديني منطقه خزر و تركيب اعتقادي مردم آمل (مركز پادشاهي منطقه خزر) و زيست اجتماعي آنها دارد، ميگويد: در اين شهر، مسلمانان، نصارا و يهود و جاهليت در كنار هم و در زير پادشاهي يك يهودي و با وزارت و فرماندهي نظامي مسلمين زندگي ميكنند و هر كدام آداب و عقايد خويش را آزادانه برگزار ميكنند. مسعودي در مسافرتهاي خود شهرها و ممالك زيادي را نظير فارس، هند، سيلان، فلسطين، اردن، مصر، شرق آفريقا، مناطق خزر و چين درنورديده است. او از اين طريق، به معرفي احوال شعب، قبايل، اقوام، ملل، نحل و اديان و شعائر آنها - مثل براهمه - پرداخته است. چنين كاري، برجستگي خاصي به مسعودي داده است، به طوري كه تأليفات و معلومات او در آن زمان، در عالم اسلامي بينظير بود. او با ديدن مناظر و آثار تاريخي جوامع و ذكر آنها، نظير ديدن اماكن قوم ثمود يا خبر قبر هارون برادر موسي در سينا، يا اخبار وي از بناهاي عجيب مثل مناره بزرگ اسكندريه يا اهرام مصر، اهميت ويژهاي به آثار و تأليفات خود داد. او در سفرهاي خود، ضمن مشاهده آثار و ابنيه و آشنايي با فرهنگها، آداب و رسوم و سياستها، به شناسايي كتب مورد نظر خود پرداخت. وي در سفري كه ۳۰۲ ه ق به شهر اصطخر داشت، به كتاب بسيار مهمي درباره تاريخ ايران و اوصاف سلاطين قديمي آن دست يافت كه مشتمل بر علوم ايرانيان و اخبار پادشاهان، ابنيه و سياست آنان بوده است.او در طبريه فلسطين به كتاب نادري دست يافت كه به ستايش فضايل بني اميه و ذكر اخبار آنها پرداخته بود. استفاده از متون ترجمه شده در عصر مسعودي، آثار زيادي در زمينه هاي دين، فلسفه و علوم ترجمه شده بود و مسعودي از آنها استفاده ميكرد. وي از كتابهاي شيعيان، معتزله، مرجئه و خوارج اطلاع كافي داشت. هر جا كه احتمال ميداد عالمي يا كتابي باشد، با سفر به آن محل، آنجا را شناسايي ميكرد. او همچنين علماي مختلف را در رشته هاي گوناگون شناسايي كرده بود؛ اطلاع وي بر كتابها و نظريات شلمغاني، قدامة بن يزيد نعماتي و بر ابن عبدك جرجانيدليلي بر اين ادعا است. مسعودي بدون هيچگونه تصعب ديني، با رعايت انصاف به شناسايي علما و اديان ديگر برميآمد. وي كتابهاي مسيحيان و مذهب ماروني را شناسايي كرده بود و از اديان فارس، مخصوصاً مانويه، مزدكيه و زردشتي و كتابهاي آنها آگاهي داشت. مسعودي بر آن بود كه دانش هر سرزمين را بايد از اهل آن گرفت: آن كس كه به كاشانه خويش ميچسبد و تنها به اخبار بسنده ميكند، همچون كسي نيست كه عمر خود را به پيمودن سرزمينها صرف كرده و روزگار را در سفر گذرانده و هر نكته دقيقي را از معدنش بيرون كشيده و هر چيز پرارزشي را از نهان جايش به درآورده است. مسعودي علاقه زيادي داشت كه ضمن شناسايي علماي مذهبي، با آنها درباره عقايد دينيشان به مناظره بپردازد. او با علماي صائبي مانند: مالك بن عقيون صابئي و علماي يهود مانند: ابوكثير يحيي بن زكريا و ابوسعيد بن يعقوب القيومي و علماي نصراني مانند: ابوزكريا ذغا نصراني ديدار و گفتوگو داشت.ملاقات با دانشمندان بصره وي در سفر به بصره، با دانشمندان سرشناس و برجسته آنجا آشنا شد و نام برخي از آنها همچون ابومسلم ابراهيم بن عبدالله كشي يا كجي (متوفاي 251 ه ق) كه محدث معروف آنجا بود؛ يموت بن مزرع(متوفاي 304 ه ق)، خواهرزاده جاحظ؛ ابوخليفه فضل بن حباب و جمعي ديگر در تاريخ، علم انساب و علم فصاحت و بلاغت را ذكر ميكند. وي به محل اقامت فرقه هاي خرميّه اصفهان، شيروان، همدان، آذربايجان، قم، كاشان، ري، خراسان ميرود و گفت وگوهاي فراواني با صاحبان اين فرقه ها انجام ميدهد و گزارشهايي از آرا و عقايد آنها نقل ميكند.وي با دانشمندان بزرگ يهود و مترجمان تورات در شهرهاي مختلف، مانند: ابوكثير يحيي بن زكريا در اردن و فلسطين، ابويوسف معروف به ابن ابي الثناء (شاگرد ثابت قرّه در فلسفه و طبّ) يعقوب بن مردويه و يوسف بن قيوما و ابراهيم يهودي تستري ديدار و مناظره ميكند. نتيجه جهانگردي مسعودي نتيجه جهانگردي مسعودي آن بود كه اوّلاً: پا را از جهان اسلام فراتر گذاشت و در كشورهاي غير اسلامي با دقت و حوصله لازم به پژوهش پرداخت. چنانچه بروكلمان تصريح دارد، مسعودي در اين جهت پيشگام و پيشرو بود. ثانياً: اگر ديگران براي درك محضر دانشمندان و كسب علم و ادب سفر ميكردند، مسعودي علاوه بر آن، به ميان مردم رفت و به مشاهده و ثبت آداب و آثار برجاي مانده از جوامع ديني و غير ديني نشست و عقايد و انديشه ها را به دقت گزارش كرد. هادي حمود از قول جرجي زيدان ميگويد:مسعودي در اين سفرها، حقايقي از تاريخ و جغرافيا جمع كرد كه تا به حال كسي به آن سبقت نگرفته بود. او به معارفي بي نظير و كمياب از احوال امم و ملل و قبايل و جوامع دست يافت كه تحصيل آنها بدون مسافرت حاصل نميشد. مسعودي اين گونه توانست مصدر معرفت تاريخي، جغرافيايي، سياسي و ديني گردد؛ به طوري كه اگر او اقدام به انتقال اين معارف نمينمود، تمامي آنها در سينه ها ميماند و به آيندگان منتقل نميشد.توجه به نقاط ضعف و قوت دولتها مسعودي توجه وافري به شناسايي نقاط ضعف و قوت دولتها، جوامع، اديان و مذاهب دارد و عنايتي خاص به آثار تمدنهاي گوناگون، ملتها، شاهان، خاندانها و خلفا ميكند. او حوادث را علاوه بر اينكه تك به تك نگريسته، با مقايسه آنها با هم، نقاط مشترك را شناسايي و برجسته كرده و به عنوان تجارب بشري به آيندگان منتقل كرده است؛ به همين جهت، تحقيقات و تأليفات او زمينه ساز تحقيقات اجتماعي، اقتصادي، ديني و فرهنگي ميشود و آفاق جديدي را پيش روي پژوهشگران باز مينمايد. پژوهشگران، وي را به عنوان كارشناسي ماهر در تاريخ و حوادث تاريخي، مردم شناس غرب آسيا و شمال آفريقا و شرق اروپا و جغرافيدان آگاه مينگرند. مشاهدات تاريخي و سفرهاي علمي مسعودي به درجهاي از اعتماد علمي و مرجعيت تاريخي رسيد كه توانست آراي جاحظ را درباره جغرافياي سرزمينها و عجايب حيوانات ابطال كند و از جاحظ انتقاد ميكند كه چگونه بدون مشاهده و معاينه، صرفاً به نقل راوي اكتفا كرده است.داوري درباره نوع عملكرد دولتها و افراد مسعودي در نقل حوادث سياسي و اجتماعي دولتها و پادشاهان و روابط سياسي و وضعيت كاركردي آنها، نه با بيان صرف حادثه از فردي يا دولتي، بلكه با توجه به نوع عملكرد و كاركرد آنها و تأثير و تأثراتي كه سياستهاي آنها داشته و به عنوان كسي كه عملكرد دولتهاي پادشاهان مختلف را مطالعه كرده و مورد قضاوت قرار داده است، به تحليل عقلي و تجربي حوادث پرداخته و با تبيين كلي شرايط حاكم بر تحولات سياسي - اجتماعي، آنها را ارزيابي كرده و به عنوان تجربه هاي نيك و بد و زشت و زيبا به آيندگان منتقل نموده است. او از پادشاهي توتال (از پادشاهان چين قديم) در اجراي سياست عادلانه و نقش عدالت در بقاي حكومتش تمجيد ميكند و حكومت وي را در رواج رسوم پسنديده، ميستايد و با چنين نگرش تحليلگرانه اي ميگويد: شاهاني كه پس از اين پادشاه (توتال) آمدند، همچنان امورشان انتظام و وضعشان استقرار داشت. آبادي و عدالت رواج بود و ستم در ديارشان نبود. منبع قرار دادن تجربه زندگي چنين نگرشي به تاريخ موجب ميشود كه مسعودي بيشترين توجه را به دخالت تجارب سياسي - اجتماعي ملتها، جوامع و اقوام در شناخت تاريخ آنها بدهد و همانگونه كه خواجه نصيرالدين طوسي، نقل تاريخ گذشتگان و استشهاد آوردن از زندگي آنان و فراز و نشيب، شكست و پيروزي و سرگذشت دولتها و تمدنها را طريق معرفت ميداند، مسعودي نيز با منبع قراردادن تجربه زندگي جوامع و ملل و عملكرد دولتها، آن را منبع اصلي معارف تاريخي خود قرار ميدهد. او با اين ديد به تاريخ مينگرد كه تاريخ، منبع كسب تجارب از حوادث و وقايع پيشينيان و افزايش دهنده توان تحليل پديدههاي سياسي - اجتماعي است. روش مسعودي در مطالعات تاريخي، روش تجربي - تفهمي بود كه بر مشاهدات عيني و مطالعات تجربي مبتني است؛ بدان معنا كه در مفهوم هر حادثه و چرايي آن يا در ساختار هر باوري، بايد آن را با معيارهاي عيني، علمي و تجربي، ارزيابي نمود. مسعودي در بحث مردم شناسي، به نقد مفهوم "عنقا" ميپردازد و آن را به شيوهاي تجربي، در جوامع مختلف بازيابي ميكند. وي در شناخت ويژگي يك جامعه و توصيف آن، ضمن حفظ اصل هم سنجي در مطالعه باورهاي فرهنگي درباره رابطه قيافه و خلق و خوي شخصيتي، پس از توصيف تك انگارانه، به سوي شكل دهي يك نظريه مردم شناختي ميرود. او در مورد قيافه شناسي و تفأل گويد: اين مسائل، خاص عربهاست و غالب آن در اقوام ديگر نيست؛ البته كاهني در اقوام ديگر بوده است، اما قيافه و زجر و تفأل و تطيّر كه در غالب امور رايج است، در غير عرب نيست و در همه عرب نيز متداول نيست، بلكه خاص مردم هوشيار و مجرب و دقيق است. بهرهگيري از روش هم سنجي دادهها مسعودي در نقادي و ارزيابي، از روش هم سنجي داده ها و اخبار گذشتگان يا مردم جوامع تحت مطالعه خود و مشاهده با ديگر جوامع و هم سنجي اخبار و دادههاي يك متن با متن ديگر ميپردازد: مردم سلف و خلف در تاريخ و حوادث كتابها آوردهاند كه بعضي به صواب و بعضي ديگر به خطا رفتهاند و هر يك به قدر توان خويش كوششي كرده و گوهر نهان هوش وانمودهاند. در جستجوي راه نو مسعودي در كنار روش هم سنجي، به روش تفهم گرايانه نيز اعتقاد دارد؛ به طوريكه در مطالعات موردي يا ميداني خود معتقد است، فقط دسته خاصي از مردم ميتوانند به برخي دادهها برسند. مسعودي، تاريخ را شرح ظاهر حوادث پراكنده نميداند؛ بلكه همتش بر آن بود كه وراي پراكندگيها و تشتت حوادث در قلمرو تاريخ و جريانها، امور حادث و ممكن را از آنچه ضروري و پايدار است، تمييز دهد و با اعراض از تقليد شيوه تاريخ نويسي پيش از خود، راهي نو را در برابر تاريخ نويسي دوره اسلامي هموار نمايد. معيار ديگر مسعودي در ارزيابي صحت اخبار، آن است كه اخبار منقول را با مشاهده موضوع آنها مقايسه نمايد: متقدمان و متاخران درباره شمار درياها و مساحت و طول و عرض و پيوستگي و ناپيوستگي و جزر و مد و ديگر اوصاف آن اختلاف كردهاند و ما آنچه را در اين باره گفته اند و درست تر و معروفتر است، بيان ميكنيم كه مدتي از روزگار را بدين پرداخته وقت خود را به مشاهده و كسب خبر درباره آن صرف كردهايم و از چيزها كه شايد ديگران از دانستن آن محروم ماندهاند، مطلع شدهايم. وي اولين مورخي است كه در ارزيابي اخبار و ثبت و ضبط حوادث، نظر و توجه اساسي به صحت و سقم آنها دارد و آنها را به محك تجربه و مشاهده ميگذارد؛ تا آنها را ارزيابي علمي نمايد و چنانچه خلاف شواهد عيني درآيد، آنها را ذكر نميكند. او درباره "نسناس" (انسان نماي موجود قبل از انسان فعلي) آورده است: و من مردم شهر حضرت موت و مردم ساحل آنجا را كه شهر احساسات و بركناره ريگستان احقاف است و ديگر نواحي پيوسته به اراضي يمن و هم ديار عمان و ولايت مهره را بديدم كه اخبار نسنانس را جالب و شگفت انگيز تلقي ميكردند و پنداشتند كه در نواحي دور جهان است؛ چنانكه مردم ولايتهاي دور نيز شنيده اند كه نسناس آنجاست و اين معلوم ميدارد كه اصلاً در جهان نيست، بلكه نتيجه هوس عوام الناس است. اخبار متواتر محك ارزيابي اخبار او در ارزيابي موضوعات، اخباري را كه وجود آنها امكان عقلي و فلسفي دارد، محك عقلي قرار نميدهد؛ بلكه محك آن را وجود اخبار متواتر و مشاهده عيني و تجربه و تعدد اخبار قابل استناد قرار ميدهد و راجع به وجود نسناس نيز اين چنين قضاوت مينمايد. در طبقه بندي اخبار، از جمله اخباري كه نزد وي صدق آنها معلوم است، اخباري است كه وجودشان ضروري شناخته ميشود؛ مثلاً قابل مشاهده با حواس باشد يا از منابع مؤثق به تواتر نقل شده باشد. مسعودي معيار نقد اخبار مربوط به اعتقادات را عدم مخالفت با قرآن كريم ميداند و به همين جهت، از روايات تورات و انجيل، خصوصاً در تاريخ انبياء، استفاده ميكند؛ اما آنچه را كه صريحاً بر خلاف قرآن و روايات اسلامي است، تصحيح ميكند.او در بحث حدوث و قدم عالم، از ذكر معتقدين به قدم عالم خودداري ميكند و نظر اهل شرع را درباره حدوث عالم نقل مينمايد. تفسير اخبار و روايات در موارد تعارض معيار عرضه اخبار غير شرعي به عقل معيار ديگر مسعودي براي ارزيابي اخبار و سنجش صحت آنها، عرضه معلومات و اخبار غيرشرعي به عقل است. آن دسته از اخبار كه در زمينه امور غير شرعي اند و نزد عقل از نظر صحت، قطعي اند، در صورت تضاد و تعارض ميان اين دو گروه اخبار معقول و منقول - چه از طريق سنت رسيده باشند و چه از طريق غير سنت - در معرض تفسير قرار ميگيرند؛ به شرط آنكه تفسير بردار باشند و الّا رد ميشوند.مسعودي آن دسته از اخبار را كه در تعارض با عقل قرار نميگيرند، به سه دسته تقسيم مينمايد: اخبار ممكن اخبار ممكن (جايز): اخباري كه نقل آنها به حد استفاضه و تواتر نرسيده و بر نفي آنها دليلي نباشد. چنين اخباري از نظر مسعودي، جواز نقل دارند. هدف مسعودي از جواز نقل چنين اخباري آن است كه خواننده را نيز بر ارزيابي مطالب آن بكشاند. او وقتي از باورهاي عرب سخن ميگويد و عقايد آنها را درباره غول ذكر ميكند، بلافاصله ميگويد: آنچه گفتيم در اين شهرها مشهور است؛ شايد اين گفتهها برخاسته از نوعي تصورات فاسد و خاطره هاي پست يا آفات ديگر باشد كه گاه بر انسان و حيوان غالب ميشود. وي وقتي از سرزمين قوم ثمود ديدار ميكند، با استناد به اندازه خانه ها و درها، يادآور ميشود كه آنچه درباره جثه بزرگ اين قوم گفته شده، افسانهاي بيش نيست.مسعودي آنگاه كه درباره وجود، كيفيت، جثه و قيافه اژدها اقوالي را نقل ميكند، ميگويد: خدا حقيقت آنچه را گفتيم بهتر داند، ولي غالب نفوس، اخبار مربوط به اين موضوع را انكار ميكنند و اكثر عقول آن را نميپذيرند. او با اشاره به اقوالي كه از وجود "نسناس" آمده، طرح بحث وجود آن را ناشي از توجه عوام الناس دانسته است. مسعودي با تأملات خود، خواننده را به ارزيابي ميكشاند و او را در حال و هواي افكار عمومي آن زمان ميبرد و با ارزيابي خود از اسناد معتبر و قراين و مشاهدات، از بدفهمي و گمراهي بازميدارد.اخبار ممتنع و ضروري مسعودي نقل چنين اخباري را جايز نميداند.خبري كه ممتنع و محال استاز نگاه برخي، اخباري كه صدق آنها ضروري و اجتنابناپذير است و لازم است كه مورد قبول واقع شوند.اين اخبار عبارتند از:خبري كه وجودش ضروري شناخته ميشود؛ نظير اطلاعات از اوليات، مشاهدات حسي، متواترات، مجربات و برهانيات؛ اخبار رسيده از خداوند نظير قرآن كريم، اخبار پيامبران كه با دليل معجزه تأييد و تصديق شدهاند، خبر كامل امت مسلمان كه توافق همگان دليل قطعي آن است، وجدانيات، خبر معطوف به قراين و اماراتي كه پذيرش خبر را ضروري ميكند و خبر مؤثّق. مسعودي از ميان اخباري كه صدقشان لازم است، اخبار متواتر و اخباري را كه پذيرش قطعي دارند، بيشتر مورد ملاحظه قرار ميدهد. اينكه مسعودي براي ارزيابي صحت اخبار و حوادث، در كنار معيارهاي مشاهده و تجربه، نظر و تجزيه و تحليل عقلي را طرح ميكند، بدان جهت است كه وي در عصر خود داراي گرايش فلسفي و كلامي بوده و آثاري نيز در اين زمينه ها تأليف نموده است. علاوه بر آن، افرادي مانند مسعودي، مسكويه، ابن اثير و بيروني، مستقيماً تاريخ را متأثر از فلسفه، كلام و منطق ميدانستند. در جستجوي فهم چگونگي حوادث و رخدادها هدف آنان اين بود كه متن و محتواي حوادث تاريخي و تحليل درستي و نادرستي وقايع تاريخي را معقول گردانند، به همين سبب، مسعودي از نقل صرف حوادث ميگذرد و به فهم چگونگي انقراض دولتها، تمدنها، جوامع و ملل و نحل و شناسايي عوامل صعود و سقوط آنها ميپردازد. او با اين شيوه، فيلسوفانه به تحليل و ريشه يابي حوادث تاريخي مينشيند. از ويژگيهاي محتوايي تاريخنگاري مسعودي، متقن بودن مباحث وي به سبب استفاده از روش علمي و تجربي در ارزيابي اخبار و دقت و حساسيت بر موضوعات، حوادث و وقايع است. وي چنانچه در آغاز مروج الذهب اشاره ميكند، خود را در نقل اخبار، روايات، عقايد و آراء، در جوّ متلاطم فكري و كلامي قرن چهارم هجري، ملزم به رعايت انصاف و بيطرفي ميداند. او در مواردي كه علم كافي به وجود حادثه يا خبري نيافته، نظر قطعي نميدهد. مسعودي با اين رويكرد درباره شخصيت برهمن با طرح اختلاف و پنداشت مردمان آن دوران كه بعضي گمان ميكردند وي آدم (ع) است و برخي بر آن بودند كه وي پادشاه است، باور اخير را مشهورتر ميداند، اما در عين حال نظر قطعي بر درستي هيچ يك نميدهد. برخورداري از نگاه جامع ويژگي ديگر مسعودي، برخورداري وي از يك نگاه جامع به مطالب است.او توانست علومي را كه نقش به سزايي در درك و فهم و تبيين حوادث تاريخي دارند، در تاريخ نگري و تاريخنگاري خود وارد كند.در اين زمينه، ميتوان در ميان مورخان متقدم، يعقوبي را و ميان مورخان متاخر، ابن خلدون را در بعضي ابعاد با وي مقايسه نمود. ديگر ويژگي مسعودي، وارد كردن عنصر استدلال عقلي بر قلمرو مباحث تاريخي براي تجزيه و تحليل دقيق و صحيح حوادث تاريخي است. مسعودي صاحب مكتب تاريخ نگاري تعدد و تنوع منابع تاريخ نگاري از ويژگيهاي مهم مسعودي است كه شامل اسناد، منابع مكتوب و مشاهدات شخصي از آثار و ابنيه و اماكن سرزمينهاي مختلف عالم و روايات شفاهي و مباحثات و مناظرات وي با صاحبنظران نقاط مختلف است. اين ويژگيها، او را صاحب مكتبي خاص در تاريخنگاري نمود. او روح تحقيق را به حد كمال رساند و توانست آفرينش، پردازش و ويرايش خاصي از حوادث تاريخي داشته باشد. وي به موضوعات تاريخ ساز و اساسي در زندگي جوامع مختلف، توجه ويژه اي داشت. روش تدوين مسعوديوي در تدوين اطلاعات علمي تاريخي خود، چهار روش را هم زمان اتخاذ مينمايد: الف)تدوين موضوعي ب) تاريخ سال به سال (حوالي) ج) چكيده سازي د) تعيين دقيق تاريخروش موضوعي در تدوين در روش موضوعي، بر حسب موضوعات، حوادث و شخصيتهاي محوري و تاريخ ساز مانند: پيامبران، امامان، خلفا، پادشاهان، اقوام، ملل و نحل، دولتها، امراء و فرماندهان و صاحبان قدرت، حوادث تاريخي ثبت و ضبط ميشوند. در توجه به هر يك از اين موضوعات، بحثهايي به تناسب نوع موضوع، حادثه و شخصيت تاريخي براي مورخ مطرح ميشوند؛ نظير اينكه نسب پيامبران چيست؛ شرح حال آنان چيست؛ چه حوادثي بر آنان رخ داده است؛ دوستان و دشمنان آنان چه دسته و طبقاتي بودند و آنان چه تأثيراتي بر محيط فرهنگي، سياسي و اجتماعي گذاشته اند. بر اين اساس، مسعودي كتابهاي "مروج الذهب" و "التنبيه و الاشراف" را در ابواب مختلف تاريخ چين، سريانيان، بابليان، روم، ملوك مصر، ملوك شام، يمن، پادشاهان ايران قديم و ... نيز تاريخ دوره اسلامي در زمينه هاي پيامبر اسلام(ص)، قبايل منطقه شبه جزيره عربستان به ويژه هاشميان و امويان، آداب و رسوم مردم اين منطقه، اوضاع سياسي و اجتماعي، اوضاع طبيعي و جغرافيايي ممالك اسلامي و خلفا و پادشاهان اين مناطق تدوين كرد. مسعودي در اين روش، از مورخان پيش از خود همچون يعقوبي و طبري متأثر است. او از آغاز آفرينش و تاريخ انبيا شروع ميكند و به سرزمينهاي چين، ترك، روم، سرياني، مصر، سياهان، يونانيان و اقوام عاد و ثمود و دوره اسلامي ميرسد. روز نتال نسبت به كيفيت طرح موضوعاتي كه مسعودي از انبياي الهي بيان ميدارد، ميگويد: مسعودي در اصل به روش توراتي و اهل كتاب در تدوين، مشي نموده است و فقط گاهي براي رعايت ديدگاههاي دين اسلام، تعديلاتي در آن اعمال نموده است. روش تاريخ نگاري حوالي روش تاريخنگاري سال به سال (حوالي) بر حسب زمان پيدايش و رخداد حوادث است. اين روش گسستي را ميان حوادث ممتد و دنبالهدار كه عملاً در طي چندين سال اتفاق افتاده است، ايجاد ميكند. ابتكار مسعودي آن است كه تلفيق و تركيبي ميان روش موضوعي و حوالي ايجاد كرده، از محاسن آنها استفاده مينمايد و از معايب آنها دوري ميگزيند. او با اصل قرار دادن روش موضوعي و چارچوب آن، توالي حوادث را از نظر زماني مراعات نموده است. مسعودي در اخباري كه از انبياي الهي ذكر ميكند، بر حسب تقدم بعثت آنان، از نحوه خلقت حضرت آدم (ع) تا پيامبر خاتم (ص) و از زندگي و نحوه تبليغ آنان و دوستان و دشمنان آنها، سخن به ميان ميآورد. زمانيكه از پادشاهان ايراني يا چيني سخن ميگويد، اخبار را از نخستين پادشاه هر سلسله آغاز ميكند و تا آخرين پادشاه ادامه ميدهد. شيوه تاريخ نگاري سال شماري سالنامه اي :در اين شيوه، حوادث بر حسب سنوات شيوه تنظيم ميشد. شيوه ديگر مرسوم در تاريخ نگاري اسلامي، شيوه سالشماري بود. در اين شيوه، مورخ به ذكر تاريخ ظهور و فعاليتهاي سياسي می پرداخت شيوه ديگر، شيوه دودماني بود. در اين شيوه، مورخ به ذكر تاريخ ظهور و فعاليتهاي سياسي اجتماعي و نظامي سلسله يا فرمانروايي خاص ميپرداخت. شيوه ديگر، بر حسب ذكر طبقات مختلف مانند طبقات الفقهاء، طبقات المحدثين، طبقات النحاة بود. مكتوبات اين دسته از مورخان از مهمترين منابع تاريخ نگاران براي بررسي تاريخ سياسي اجتماعي و فرهنگي به شمار ميرفت.شيوه ديگر، شيوه فرهنگ نامه اي بود. در اين شيوه، شرح حال رجال و بزرگان سياسي، بر حسب معجم ذكر ميشد. شيوه تبار شناختي شيوه ديگر، شيوه تبار شناختي بود. اين شيوه به پيروي از سنت عصر جاهلي، براي نسبتشناسي - كه اهميت خاصي داشت - باقي ماند. شيوه تدوين اطلاعات تاريخي عرب قبل از اسلام، بر اساس روايات شفاهي بود. اين شيوه تا قرن اول هجري قمري ادامه يافت و افرادي مانند وهب بن منيه و عبيد بن شريه در نقل مباحث تاريخ اسلام از اين روش پيروي ميكردند و در ادامه، مورخاني مانند: محمد بن اسحاق، ابن هشام، طبرسي به روايات شفاهي اعتماد داشتند. منبع بسياري از اخبار و روايات تاريخ اسلام، اخبار وهب بن منيه و عبيد بن شريه بود.از برجسته ترين آثار نسب شناسي، انساب الاشراف بلاذري است. شيوه تدوين مسعودي در تركيب موضوعات و حوادث، ابتكار ديگري از او در تاريخنگاري بود. شيوه چكيده سازي در تدوين تاريخي شيوه ديگر تدوين مسعودي، چكيده سازي است. مسعودي در هر بحث و موضوعي از موضوعات اصلي كه وارد ميشود، به طور خلاصه و فهرست وار، چكيدهاي از مباحث مبسوط را ذكر ميكند. او زمانيكه به ذكر تاريخ جهان باستان و پيامبر اسلام (ص) ميرسد، چكيدهاي از آن را در پايان ميآورد و در ضمن آن به كيفيت آغاز آفرينش و نظرات خود درباره هيئت و طبيعت اشاره ميكند و آراء و اقوال ملتهاي مختلف، مانند هندوها، يهود، نصارا، صابئيان، مجوس، يونانيان و مسلمانان، را ذكر ميكند. دو شيوه در تعيين زمان حادثه مسعودي در تعيين زمان حادثه، از دو شيوه: نقلي (تاريخي) و تجربي (فلكي - زيجي) استفاده ميكند. او براي تعيين دقيق روز و ماه وقوع حوادث، روش زيجي را ترجيح ميدهد؛ زيرا به نظر او آنان قادر به تجديد زماني دقيق اوقات هستند. روش نگارش مسعودي اسلوب نگارش مسعودي از ويژگيهاي ذيل برخوردار است: ۱- روشن و واضح نويسي ۲- مختصر نويسي ۳- ساده نويسي ۴- پرهيز از تكلف ۵- حسن تنظيم و ارائه. اسلوب نگارش مسعودي آنچه موجب شد كه نگارش تأليفات مسعودي از ويژگيهاي فوق برخوردار شود، از آنجاست كه به اعتقاد او، سخن پيامبر اسلام (ص) كوتاه و آكنده از اعجاز بود و به سبب وسعت معنا و قلت الفاظ، به صورت ضرب المثل رايج گرديده و در نهايت فصاحت و بلاغت بوده است؛ لذا مسعودي بابي جداگانه در نقل حكمت و كلمات قصار پيامبر دارد.او درباره صعصعة بن صوحان - از ياران خاص علي (ع) - ميگويد: زندگي او داراي اخبار نيكويي است و او سخناني دارد در غايت بلاغت و فصاحت؛ داراي معاني روشن و در عين ايجاز و اختصار. وي درباره قدامة بن جعفر - از اديبان قرن چهارم هجري - ميگويد: او داراي حسن تأليف بود. با الفاظ كوتاه معاني را ميرسانيد و كتابهاي او با نامهاي زهرالربيع در تاريخ و اخبار و كتاب الخراج گواه اين حقيقت است. توجه مسعودي به چنين شيوه نگارشي، باعث ميشود جاحظ را به سبب ساده گويي و كاربرد الفاظ كوتاه و معاني بلند و براهين روشن بستايد. درباره جاحظ ميگويد: كتابهاي او در نهايت كمال است، البته آن جاي كه دچار ناصبي گري و ردّ حقي نشده باشد. كاستي تاريخ نگاري عصر مسعودي يكي از كاستي هاي تأليفات تاريخ نگاران و مؤلفان دوران مسعودي در رشته هاي مختلف، ساده نويسي الفاظ - به جاي پيچيدگي در الفاظ - و تكلف در معاني بود؛ اما مسعودي در اين زمينه نيز هنرنمايي كرد و بر خلاف آنان، عباراتش داراي بياني روشن و عدم پيچيدگي و مبهم نويسي و عدم انتخاب الفاظ دشوار و غريب - مگر با توضيح آنها - است.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم شهریور 1384ساعت 2:3 قبل از ظهر توسط مرتضی یوسفی راد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
مقالاتی که نام نویسنده در پایان آن درج نشده است تالیف اینجانب است و
استفاده از مقالات فقط با ذکر نام نویسنده مجاز است. |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1388 تیر 1387 آبان 1386 دی 1385 آبان 1385 دی 1384 شهریور 1384 |
| پیوندها |
|
بیوگرافی در سایت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی فلسفه سیاسی باشگاه اندیشه |
|
RSS
|